بوی خدا گرفته بود...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1394 در ساعت 10:28
سنگین نفس میکشید
.
.
.
آهی کوتاه داشت
.
.
همسرش بهترین پرستارش بود و
فرزندانش تنها امید زندگیش
حال و هوای عجیبی داشت
انگار .............انگار درست است .............. عطر شهادت بر تن او هم خورده بود
عطر عجیبی داشت

بوی خدا گرفته بود...

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد